واژه نامه پودولوژی
بیشتر اصطلاحات پودولوژی ریشه یونانی دارند و با شناختن چند جزء قابل حدس میشوند: «اونیکو» یعنی ناخن، پس اونیکولیز جدا شدن ناخن از بستر و اونیکومایکوزیس عفونت قارچی ناخن است. «هلوما» میخچه و «تیلوما» پینه است.
ارزیابی و مراقبت این عارضه در همین مرکز انجام میشود.
این صفحه آموزشی است و جای معاینه و تشخیص پزشک را نمیگیرد.
اصطلاحات بالینی پا و ناخن، با معادل فارسی، تلفظ رایج و توضیح یک جملهای. این صفحه برای زمانی است که در گزارش پزشک یا در همین سایت به کلمهای برخوردهاید و میخواهید بدانید دقیقاً به چه چیزی اشاره میکند.
چرا این واژه نامه
بخش زیادی از اصطلاحات این حوزه لاتین یا یونانی اند و در فارسی معادل جاافتاده ندارند. نتیجه این است که یک عارضه با سه نام گفته میشود و مراجع نمیداند آیا درباره یک چیز صحبت میشود یا سه چیز. این صفحه هر اصطلاح را با نام لاتین، نام رایج فارسی و یک توضیح کوتاه میآورد. هدف، دقت است نه فضل فروشی: وقتی بدانید «اونیکولیز» یعنی جدا شدن ناخن از بستر، گزارش پزشک خود را بهتر میخوانید و در گفت وگو با ما هم دقیق تر میشوید.
ساختار ناخن
| صفحه ناخن — Nail plate | همان بخش سختی که میبینید و کوتاه میکنید؛ از سلولهای شاخی مرده ساخته شده و عصب ندارد. |
|---|---|
| ماتریکس — Matrix | کارخانه ناخن، زیر چین پشتی. هر آسیبی به آن، اثر دائمی روی شکل ناخن میگذارد. |
| بستر ناخن — Nail bed | بافت زنده زیر صفحه، پرخون و حساس. رنگ صورتی ناخن از آن است. |
| لونولا — Lunula | هلال سفید نزدیک کوتیکول، بخش قابل رؤیت ماتریکس. |
| هایپونیشیوم — Hyponychium | مرز زیر لبه آزاد ناخن؛ سد دفاعی در برابر ورود میکروب. |
| شیار کناری — Sulcus | فرورفتگی بین لبه صفحه ناخن و پوست کناری؛ محل شکلگیری ناخن فرورفته. |
| کوتیکول — Eponychium | چین پوستی روی قاعده ناخن؛ کندن آن راه ورود عفونت را باز میکند. |
عارضههای ناخن
| اونیکوکریپتوزیس — Onychocryptosis | ناخن فرورفته؛ فشار یا فرو رفتن لبه صفحه در بافت نرم شیار کناری. |
|---|---|
| اونیکومایکوزیس — Onychomycosis | عفونت قارچی ناخن؛ ضخیم شدن، تغییر رنگ و پودری شدن صفحه. |
| اونیکاکسیس — Onychauxis | ضخیم شدن صفحه ناخن بدون تغییر شکل شدید. |
| اونیکوگریفوزیس — Onychogryphosis | ناخن قوچی؛ ضخامت زیاد همراه با انحنا و رشد نامنظم. |
| اونیکولیز — Onycholysis | جدا شدن صفحه ناخن از بستر، از لبه آزاد به سمت عقب. |
| اونیکورکسیس — Onychorrhexis | شکنندگی و شیارهای طولی صفحه. |
| پارونیشیا — Paronychia | التهاب و عفونت چینهای اطراف ناخن. |
| ملانونیشیا — Melanonychia | خط یا نوار تیره طولی روی ناخن؛ همیشه نیازمند ارزیابی است. |
| لکونیشیا — Leukonychia | لکه یا خط سفید روی صفحه ناخن. |
| خطوط بو — Beau's lines | فرورفتگی عرضی صفحه، نشانه توقف موقت فعالیت ماتریکس. |
| اونیکومادزیس — Onychomadesis | جدا شدن ناخن از قاعده و ریزش کامل آن. |
| رترونیشیا — Retronychia | رشد ناخن به سمت عقب و فرو رفتن آن در چین پشتی. |
پوست و بافت شاخی
| هایپرکراتوز — Hyperkeratosis | ضخیم شدن لایه شاخی پوست در پاسخ به فشار یا اصطکاک. |
|---|---|
| تیلوما — Tyloma | پینه؛ ضخیم شدگی منتشر با مرز نامشخص. |
| هلوما — Heloma | میخچه؛ هسته متمرکز و متراکم که به داخل فشار میآورد. |
| هلوما مولّه — Heloma molle | میخچه نرم بین انگشتان، سفید و مرطوب. |
| هلوما واسکولاره — Heloma vasculare | میخچهای که عروق در آن رشد کرده و خونریزی میدهد. |
| زروزیس — Xerosis | خشکی پوست. |
| فیشر — Fissure | ترک پوست، اغلب در پاشنه. |
| ماسراسیون — Maceration | سفید و نرم شدن پوست بر اثر رطوبت طولانی، به ویژه لای انگشتان. |
| وروکا پلانتاریس — Verruca plantaris | زگیل کف پا؛ ضایعه ویروسی با قطع خطوط پوستی و نقاط سیاه ریز. |
ساختار و راه رفتن
| هالوکس والگوس — Hallux valgus | کج شدن شست به سمت انگشتان دیگر و برجستگی بونیون. |
|---|---|
| هالوکس ریجیدوس — Hallux rigidus | خشکی و محدودیت حرکت مفصل شست. |
| پس پلانوس — Pes planus | کف پای صاف. |
| پس کاووس — Pes cavus | کف پای گود. |
| متاتارس — Metatarsal | استخوانهای کف پا، بین مچ و انگشتان. |
| متاتارسالژی — Metatarsalgia | درد ناحیه جلوی پا، زیر سر متاتارسها. |
| فاشیای پلانتار — Plantar fascia | نوار محکم زیر کف پا، از پاشنه تا انگشتان. |
| اگزوستوز — Exostosis | برجستگی استخوانی اضافه؛ نوع زیرناخنی آن ناخن را بالا میبرد. |
اصطلاحات کار و ایمنی
| دبریدمان — Debridement | پیرایش و برداشتن بافت شاخی مرده. |
|---|---|
| کراتولیتیک — Keratolytic | فرآوردهای که پیوند سلولهای لایه شاخی را سست میکند. |
| ارتونیکسی — Orthonyxia | اصلاح شکل ناخن با سیستمهای بریس. |
| تامپوناد — Tamponade | قرار دادن فاصله انداز بین لبه ناخن و بافت نرم. |
| اسپیکول — Spicule | تکه باریک و تیز باقی مانده از صفحه ناخن در شیار. |
| آسپسیس — Asepsis | مجموعه اقداماتی که ورود میکروب به ناحیه کار را جلوگیری میکند. |
| اتوکلاو — Autoclave | دستگاه استریل با بخار تحت فشار. |
| مونوفیلامان — Monofilament | ابزار ساده سنجش حس محافظتی پا، به ویژه در دیابت. |
نشانههای هشدار — همین امروز به پزشک مراجعه کنید
- هر خط تیره طولی جدید روی ناخن.
- زخمی که هفتهها بهبود نیافته.
- قرمزی گسترش یابنده همراه با تب.
- بی حسی جدید پا.
تشخیص افتراقی — با چه چیزی اشتباه میشود
- پودولوژیست و پزشک: پودولوژیست مراقبت مکانیکی پوست و ناخن پا را انجام میدهد؛ تشخیص و درمان بیماری کار پزشک است.
- پدیکوریست و پودولوژیست: اولی خدمت آرایشی میدهد، دومی ارزیابی بالینی میکند.
- ارتز و بریس ناخن: ارتز، توزیع بار پا را اصلاح میکند؛ بریس، شکل صفحه ناخن را.
ارجاع — به چه کسی و چرا
این صفحه یک مرجع واژگانی است و جای معاینه را نمیگیرد. اگر اصطلاحی را در گزارش پزشک خود دیدهاید و معنای آن را اینجا یافتهاید، تفسیر آن یافته درباره وضعیت شما همچنان بر عهده همان پزشک است. برای هر یافتهای که در این واژه نامه با نشانه هشدار همراه شده، مسیر درست، ویزیت پزشک است و نه جست وجوی بیشتر.
مراقبت خانگی
- اصطلاحات گزارش پزشک خود را یادداشت کنید و در جلسه بپرسید.
- نام دقیق عارضه خود را بدانید؛ جست وجوی درست از همان جا شروع میشود.
- به نامهای عامیانه متفاوت یک عارضه توجه کنید تا سردرگم نشوید.
پیشگیری
- دانستن نام درست عارضه، که اولین قدم مراقبت درست است.
- پرسیدن معنی هر اصطلاحی که در جلسه شنیدهاید.
پرسشهای پرتکرار
فرق پودولوژیست با پزشک چیست
پودولوژیست مراقبت تخصصی و مکانیکی پوست و ناخن پا را انجام میدهد: پیرایش بافت شاخی، مراقبت ناخن، اصلاح شکل ناخن، پروتز و آموزش. تشخیص بیماری، تجویز دارو و هر اقدام تهاجمی کار پزشک است. در بسیاری از عارضهها این دو کنار هم کار میکنند: پزشک صاحب تشخیص است و پودولوژیست مسئول بخش مکانیکی مراقبت.
چرا اسم عارضهها این قدر سخت است
چون بیشتر آنها ریشه یونانی یا لاتین دارند و در فارسی معادل جاافتاده ندارند. برای مثال «اونیکو» یعنی ناخن، پس اونیکومایکوزیس یعنی قارچ ناخن و اونیکولیز یعنی جدا شدن ناخن. دانستن چند ریشه، بیشتر این نامها را قابل حدس میکند و همین دلیل وجود این صفحه است.
میخچه و پینه یکی هستند
نه. پینه یا تیلوما، ضخیم شدگی منتشر با مرز نامشخص است که روی ناحیه پرفشار ساخته میشود. میخچه یا هلوما، هستهای متراکم و متمرکز با مرز مشخص است که به سمت داخل فشار میآورد و درد نقطهای میدهد. هر دو از فشار ساخته میشوند اما مدیریت و تکنیک پیرایش آنها متفاوت است.
- تاریخ انتشار
- آخرین بهروزرسانی
- آخرین بازنگری
- — مهشید حسینی
منابع
- Baran R, Dawber R. Diseases of the Nails and their Management, 5th edition, Wiley-Blackwell
- Dorland's Illustrated Medical Dictionary, podiatric terminology
- Yale RJ, Yale's Podiatric Medicine, terminology reference